ساعاتی پیش از کوه سرازیر شدم و به سوی تو بازگشتم . هنوز تنم بوی پرنده و
بهار میدهد و در چشمهایم سرسبزی درختانی میدرخشد که زودتر از بقیه ی گیاهان
از خواب زمستانی رها شده اند !
هنوز در گوشهایم ترانه های بلبل زمزمه میشود و هنوز پاهایم از بس که در فراز و
نشیبها دویده اند ، درد میکند! آری به سوی تو آمدم که شاید در این روزها
بهار را آنطور که شایسته بود ، ندیدی!
فقط این را بدان که در یادم بودی و در خلوت و تنهاییهایم با تو سخن می گفتم.
در این روزهای اخیر بارها در مه گم شدم تا خود را دوباره بیابم . . . و گاه شیهه
اسبی تنها که افسارش را به درختی بسته بودند ، سکوتم را می شکست و
به یادم میآورد که این بهشت را پایانی خواهد بود!
راستش در بازگشت دلم گرفت ... و می هراسیدم از دیدن دوباره ی ماشینها و
راه بندانها و هیاهویی که در شهرها جاریست . اما باور کن که یاد تو و شوق
دیدارت مرا تسلا میداد و امیدم می بخشید که از کوه سرازیر شوم و به سویت
باز آیم . اکنون با قلبی مشتاق و پاهایی خسته و گوشهایی سرشار از ترانه و
چشمانی به سبزی برگهای جوان به تو میگویم که ما هنوز معجزه ی فصلها را
آنگونه که باید ، درک نکرده ایم . . . همواره کوهها و دامنه ها و دره ها در تنهایی
اسرارآمیز خود زندگی میکنند و ما هر وقت که به سراغشان میرویم ، چیزی جز
پلاستیک و زباله و آشوب و صداهای گوشخراش ، برایشان هدیه ای نمی بریم .
بدین ترتیب عمر می گذرد و فصلها میروند و میایند و ما در کوچه های روزمرگی
تردد می کنیم و بی آنکه بدانیم ، از روزهای درک و ادراک فاصله میگیریم!
. . . . اینک چه زود دلم برای تنهایی اسرارآمیز کوهستان تنگ شده !؟؟
اما اعتراف میکنم که از تو دور افتادن و تو را ندیدن نیز از عهده ام برنمیاید . . .
سلام دوباره ام را پذیرا باش
سلام بر عموی عزیز
امیدوارم خوش گذشته باشه که از قرار معلوم دو روز بسیار عالی رو گذروندید . کنایه ها در کنار ستایشها زیباییه دو چندانی به این نوشته داده بود .
.... و سلام بر تو یار مهربان
ممنون از کامنت زیبایت
بارها در نوشتارت هرچه خواستم اوی گمشده را که به این زیبائی ستوده ای و عاشقانه از او گفته ای را کشف کنم


ناتوانیم سنگ جلوی پا شده برام
که مهربانانه در طبیعت . در جلوه های مختلف روزمرگی ها بوده
امید بود ه و یاس. مهربان و بی وفا
الحق که استوار قلمی
.. و باز شرمنده ام میکنی و بر من منت می نهی برادر
دوستت میدارم و ممنونم که عنایت میفرمایی
گاهی احساس میکنم تو خود طبیعتی...
کیفم کوک باشه
سلام استاد خوبین؟

منم برگشتم
جاتون خیلی خالی بود
پستای قبلیتونم خوندم
هیجانی که توی نوشته ی ابانتون موج میزد رو با تمام وجودم حس کردم...
خوشحالم که شما هم روزهایی رو در بستر علایقتون سپری کردین و الان با همان نفس هایی که بوی بهار میدهند و تنی که بوی پرنده، به خانه ی امنتان بازگشته اید...
عشق کوهستانیتان را تحسین می کنم اما درک نمی کنم
شاید همان عشقی باشد که من به دریا دارم و به آسمان شب...
سلام فریناز نازنین
رسیدن به خیر و شادمانی . عشق ما به کوه و دشت و صحرا و دریا و کویر و آسمان شب ... همه از یک جنس است .
بی تردید این نوع عشق ُ خود سپاسگزاری کوچکی ست برای خداوند بزرگ که این همه را برای ما آفرید .
می دونین فرق مکاشفه ی من و شما چی بود؟

من در اوج همین آدم ها بودم...در اوج شلوغی ها
در حرم امام رضا
و شما در اوج سکوت سرد و سهمگین کوهستان
اون هفته که از نت دور بودم به اندازه ی تمام وبلاگ هایی که رفته ام تا الان آدم واقعی دیدم
گاهی چه قدر به دلم می شینه این همه تنهایی در جمع....
کار من و شما مکاشفه بود اما یکی تنهایی در اوج جمع و دیگری بودن در جمع در اوج تنهایی...
شاد باشید و آروم همیشه استاد فرخ مهربان
. . . و من نیز همیشه در حرم امام رضا و در میان آن همه آدم احساس راحتی و امنیت میکنم . تنها جای شلوغی که خوشایند من است همان جاست. ازت ممنونم فریناز خوبم
کاش او را نیزبا خود بهمراه می بردید تا حظ مضاعف می بردید
خدا را شکر همین یه ذره طبیعت از آستین چپاول بشر بیرون افتاده است تا نسیمی باشد به این تن ماشینی
از بنده هم چشمک
خوبه که خوش گذشته و خوبه که یه انگیزه ای داری واسه آرامش تو این آشفته بازار
سلام نیکوی عزیز توی آشفته بازار باید دنبال آرامش بود دیگه
چه عاشقانه!!!
خوشا به حالتان که زلفتان را با طبیعت گره زدید و بهاری بازگشته اید،،ماهم قبل عید همین را میخواستیم که نشد و سرنوشت اینگونه رقم نخورد و باز همین شهر شلوغ بود که خفتمان را چسبید و مارا در هرج و مرج خود مغروق کرد!!!!!
سلام جانم
متاسفم که نشد . . اما امید که بشود .. شاید روزی در اردیبهشت بتوانید در گوشه ای از طبیعت تنی سبک کنید .
سلام آقا فرخ
سال نو مبارک
امیدوارم سالی سرشار از برکت و سلامتی و شادی در پیش رو داشته باشید
بعد از مدتی دوری خواستم به رسم ادب سلامی عرض کنم و سال نو رو تبریک بگم
سلام ... سلام
سال نو مبارک ... امیدوارم که خوشی و سلامتی و پیروزی در سال ۹۰
سهم تو باشد .... کاش این همه وقت دوستان را به حال خود رها نمیکردی!
خیلی خیلی خوشحالم که بازگشتی خیلی
سلاام
خوش برگشتی داش فرخ
هرجا که بری ،توی جای قبلی دلیلی برای برگشتن داری...کوه و بسیار دوست دارم...بینهایت !
سلام قربانت
سلام فرخ عزیز

خوش حال شدم که دریچه قلبت به روی یار دور افتاده گشوده شده و در انتظار سلامی دوباره هستی .
سلامی همیشگی وماندگار
دعا میکنم که دلت همیشه آرام همچون آرامش کوهساران ووجودت تنومند وسلامت مانند کوهستان باشد
سلام از ماست منم براتون متقابلا آرزوهای زیبا و خوب دارم .
شما همیشه بزرگوارید .
خوش اومدید .ظاهرا هم مشتاق دیدار طبیعت هم دلتنگ بازگشت بودید.اگر معجزه فصلها را درک کنیم نگاهمون به زندگی عوض خواهد شد
سلام ارادتمندم ... درست حدس زدید
سلام...
میبینم به سلامتی سالم از کوهستان برگشتی خوبه
سال خوبی داشته باشی
سلام ... ممنونم
برای شما هم سالی پربار آرزو دارم
خوب این خیلی عالیه که آدم بدونه وقتی از سفر بر می گرده کسی منتظرشه و یا اینکه خوشحاله بر میگرده به امید کسی.
امیدوارم سفر خوش گذشته باشه حسابی و تاثیرش تا مدتها باقی بمونه
سلام پرنیان عزیز رسیدن شما هم بخیر
مشتاق دیدار
فرخ جان سلام
چه اعتراف زیبای ... چه خوب که بهانه ای داری برای بازگشت ... به بهانه سلامی، کلامی و دیداری
وگرنه ترسم آن بود که کوه تو را اسیر خود کند ... صدای بلبل مفتونت کند ... جنگل تو را در بند کشد ... چنان که از ما و من بگذری ...
من هم بالاخره بهار را دیدم و معجزه اش مفتونم کرده ... مست مستم از بوی باران و مه ... معجزه ۳ روزه ... باور می کنی از سرما و یخبندان به یک باره به بهار رسی ؟
سلام بر تو دوست عزیزم
امید که همواره زندگی ات بهاری باشد
خوبه که همه ی دوستای وبلاگی من از سفر به سلامت برگشتند و من چشم براه بودم.خیلی خوب احساستان را برای بودن در چنان جایی که یادآور بهشت خیالی است،بیان کردید.طبیعت در سکوت زیبایش خیلی سهمگین است.وشما در اغوش اینهمه زیبایی چه آرامشی را حس کردید!آرزو دارم همیشه در شرایطی که دوست دارید قرار بگیرید.
سلام . . . هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
ممنون از کامنتت ...
درود بر فرخ عزیز
خوشحالم که سفر خاطره انگیزی بوده
نمی دونم این حسی که داشتی اسمش دلبستگی بوده یا وابستگی
گاهی تو سفر حتی اگر بهترین جای دنیا هم باشه دلت تنگ میشه و حاضری روی تموم خوشیهاش چشم ببندی و برگردی
خدا کنه کسی که به خاطرش از آرامشت گذشتی ارزششو داشته باشه و قدردان باشه
بدرود
درود ارزشش رو حتما خواهد داشت
حریر عزیز لطف کردی
سلام

خوبید؟
ساله نو مبارک
امیدوارم ساله خیلی خوبی داشته باشید ...
شاد باشید و بهاری برای همیشه ...
سلام خیلی ممنون عزیزم
سال جدید مبارک باد لطف کردی دوست مهربانم ....
سلامت باشی همیشه
کاش اینقدر راحت میشد رفت و دیدش !!
دلم گرفت ....
کوه همیشه به من آرامش میده. حوشحالم که خوش گذشته و چه خوب که هنوز احساس ودلی هست برای بودن وبرگشتن.
سلام شما چطوری؟ سال نو مبارک
غصه هایت نابود باد عزیزم!!
سلام فرخ...
سال نوت مبارک..خوبی؟دلم برات تنگ شده بود همیچین اساسی...خوشحالم تونستم دوباره وبتو باز کنم
می دونی با این پستت منو برگردونی دوباره به همون لحظه ها؟!همون لحظه هایی که گفتی.
راست می گی هوای کوهستانو نمی شه به.....ترجیح داد
سلام ارادت دارم اصلا معلومه کجایی؟؟
خدا کنه روزی من و شما و دوستان عزیزمون همه با هم بزنیم به کوه و دشت و دمن و حالشو ببریم .
سلام
دلم برات تنگ شده بود بابایی...
سلام
مرسی خاله ی عزیزم
دوستت دارم